تبلیغات
پورتال simasinama - مطالب ابر رمان زیبا


دانلود رمان شیطان یتیم برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان شیطان یتیم برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

رمان شیطان یتیم برگرفته شده از یک فیلمه که شاید دیده باشین .

نام رمان : شیطان یتیم
نام نویسنده : فاطمه موسوی ( آیدا )
ژانر : ترسناک ، معمایی
صاحب امتیاز : انجمن نگاه دانلود
از زبان : سوم شخص (راوی )
مکان : ایران – شمال

 

خب دوست نداشتم خلاصه ای بزارم اما از اونجا که خودم هم از رمان های

بی خلاصه خوشم نمیاد یه خلاصه کوچیک نوشتم :

خلاصه :
مینا و وحید بعد از اینکه سومین بچشون رو از دست دادن تصمیم گرفتن که

کودکی رو به فرزندی بگیرن و راهی یتیم خونه می شن و اونجاها …

میدونم کامل نبود اما زیاد توضیح بدم کل رمان لو میره .

مقدمه :
گرگ عاشق شده بود …
عاشق طعمه اش …
نزدیکش شد …
بوییدش …
بوسیدش و
با دندان گلویش را درید …
افسوس…
ذات احساس نمی شناسد …
دردش هر لحظه بیشتر میشد . سعی می کرد با کشیدن نفس عمیق

دردش رو تسکین بده . خیابون ها از شانسش شلوغ بودن . وحید با

سرعت به سمت بیمارستان می روند . سرعت ماشین حالش رو بدتر می

کرد . با درد ناگهانی که توی دلش پیچید جیغی بلند زد و مانتوش رو توی

دست هاش فشرد . بالاخره ماشین جلوی بیمارستان توقف کرد . وحید

پیاده شدو چند دقیقه بعد با یه ویلچر برگشت . یه پرستار سن و سال دار به مینا


   



دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نویسنده:لیلا شریف

نام رمان: چشمه عشاق

ژانر رمان: عاشقانه , اجتماعی

داستان برمیگرده به حدود پنجاه سال قبل تا به امروز ،روایت دختری

روستایی به نام گیسو که که در روستایی دور افتاده همراه پدر مادر خود

 

زندگی میکند ، او دختری جسور و بسیار زیبا ست عاشق اسب سواری

است بر خلاف دختران روستا به مکتب میرود و تا کلاس هشتم درس

میخواند روستایشان توسط ارباب یا همان خان خانزاده اداره می شود پسر

خان که احمد نام دارد از بچگی عاشق گیسو میشود ولی گیسو هیچ گاه

احمد و حرف و حدیثها اهالی روستا رو جدی نمیگیرد . او با وجود پدر مادری

مهربان و روشنفکر خود را خوشبخت میداند و تنها نگرانیش مادرش است

که از ناراحتی قلبی رنج میبر، . و مداوای آن هزینه زیادی میخواهد که از

عهده آنها خارج است .
احمد گیسو را تحت فشار قرار میدهد که با ازدواج با او تمام هزینه درمان و

عمل مادرش رو میپردازد گیسو درمانده ،نمیداند چه تصمیمی بگیرد از

طرفی زندگی مادرش در خطر بود و هر چه زودتر باید تحت عمل جراحی

قرار می گرفت واز طرفی اصلا احمد را دوست نداشت .
با ورود دکتر جوانی به خانه بهداشت روستا زندگی گیسو و خانواده اش در

مسیر جدیدی قرار میگیرد ، کسی که قلب کوچک گیسو را میلرزاند و او را

در ستاره باران چشمان سیاهش در

قسمت دانلود

 

خرید بک لینک

 

منبع : http://www.negahdl.com


   



دانلود رمان رخ دیوانه برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان رخ دیوانه برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام نویسنده:sarihane
ژانر:احساسی


گاهی وقتها قلب یک انسان پر از رازهای نهفته است
گاهی وقتها قلب یک انسان پر از درد دلهایی است که به زبان آوردنش

سخت است . من نیز درد دلم را ، درد دل همه را بی پرده و ساده

مینویسم تا همه ساده بخوانند و ساده درک کنند .


قصه من قصه دلدادگی تنها نیست قصه جدایی قصه خیانت وشاید تولدی دیگر

مقدمه:گاهی یک جمله یک زندگی جهنم میکنه گاهی یک جمله زندگی

بهشت هر چیزی ممکن پس فکر کن حرفت به طرف مقابلت بزن.
-دقیقا نمیدونم این بار چندم طول این چهار دیواری ۳*۴ طی میکنم بارها به

صفحه گوشیم نگاه میکنم.
شاید حتی یک پیام این دل نگرانی ازم دور کنه،اما هیچ چیز امیدوار کننده

ای نیست
با زنگ خور گوشیم از فکر بیرون میام نگاهم روی صفحه گوشیم قفل میشه
فقط یک کلمه توی ذهنم دوران پیدا میکنه خودش… دکمه اتصال میزنم
اجازه حرف بهش نمیدم معلوم هست کجایی کسرا میدونی چند بار زنگ زدم میدونی
چقدر پیام دادم در دست رس نبودی نمیگی نگران میشم کجایی الان چهار

ساعت پیش باید رسیده باشی
و فقط سکوت که باعث میشه ساکت باشم
خانم شیرازی؟خودم هستم بفرمایید !؟ میتونم بپرسم گوشی برادر من چرا پیش شماست؟
شما چه نسبتی با اقای شیرازی دارید ؟
اقا گفتم که گوشی برادرم پس منم میشم خواهرش
متاسفانه خبر ناگواری براتون دارم !
چه اتفاقی افتاده اقا نصف جان شدم ؟
متاسفانه ایشون تصادف کردن
چی تصادف الان کجاست ؟
خانم محترم تشریف بیارید خودتان متوجه میشید.
کجا باید بیام


   



دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون،ایپد

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون،ایپد

نام : سه تفنگدار شیطون
نویسنده : فاطمه موسوی

ژانر: طنز

جلد:اول

از زبان: سه تادختر
مکان: ایران
نویسنده: فاطمه موسوی

شخصیت های مونث: آیدا….یاسی…فاطمه

شخصیت های مذکر: متین…اردلان…علی…سمیر

خلاصه:
داستان درباره سه تادختر،یابهتر بگم سه تا تفنگدار.آیدا یعنی همون تفنگدار اول کسیه که اینقدر شیطونه که باعث میشه پسر سرگرد محمدی یعنی همون متین از دستش سر به دیوار بکوبه . یاسی تفنگدار دوم ما پایه و رفیق فابریک آیداس و تنها مشکل زندگیش نبود مادرشه . تفنگدارسوممون فاطمه یه خورده زیادی عاشق .حالا عاشق کی؟ عاشق پسر خاله مامانش . حالا این سه تا قصد کردن که داستان زندگیشون رو برامون تعریف کنند. امیدوارم که خوشتون بیاد.اما دقت داشته باشین که این جلد فقط مال معرفی افرادو سبک اخلاقاشون و مقدمه آشنا شدن . جلد دوم اتفاقات اصلی و عاشقانه داره .

 

مقدمه:
نوشته های روی شن،مهمان اولین موج دریا هستند
اماحکاکی های روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
ودوستان خوب حک شدگان روی قلبندوماندگاران ابدی
ز آیهان خداحافظی کردم و کیفمو صاف کردم و وارد شدم . با شادی به بچه ها نگاه کردم که وا رفتم . با صدایی بلند گفتم :
من-خدایااینا چرا اینقدرگنده هستن؟اصلا چرا من نمی شناسمشون؟
علیک سلام . خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ خانواده خوبن ؟ همسرتون خوبه ؟ یدونم مال من جور کن . من آیدا هستم،آیدا موسوی ملقب به موسی یا آیدی ..۱۴سالمه و روزا ساعت دو کلاس دارم تا درس های مهم زندگی رو به شیطون آموزش بدم .امروزروز اول مهرماه اما نمیدونم چرا دوستامو نمی بینم. هرچی می بینم فقط دخترای گنده در دخترای گنده در
قسمت دانلود

   



دانلود رمان سیـزده،هشتادو نه برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سیـزده،هشتادو نه برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نویسنده :حدیثه اسماعیلی
خلاصه:
آیه دختری با سرگذشت و سرنوشتی،جالب!

این دختر تو بچگیش مشکلاتی داشته و ترسهایی رو تجربه کرده که بعد از

بیست و یکسال نمیتونه فراموششون کنه.

ترسوندن آیه تو بچگیش،سرگرمی نوه های بزرگ فامیل بود و خیلی هارو

به خنده مینداخت!
ترس هایی که شاید با روح و روان دختر،بازی کرده.

سعی میکنه فراموش کنه اما یکبار دیگه،تو سن بلوغش،کسی دست رو

نقطه ضعف آیه میذاره و دوباره زندگی اون رو درگیر میکنه…اینبار بدتر از

همیشه…اینبار احساسات هم درگیره…


ولی این سال،سالی نیست جز..

سیــــــزده،هشتادو نه!

اون دختر،حالا بیست و یکسالشه،دختری پر از ترس و دلهره!

آیه داستان ما دختری عصبیه و مجبوره بخاطر درمان خودش و از بین بردن

ترسهایی که زندگیش رو نابود میکنن از یکی کمک بگیره!

و چه کسی بهتر از یک روانشناس؟!
سیـــزده،هشتــادو نه!
حدیثــــه اسماعیلـــی!
سیــــزده،هشتادو نه:
گاز بزرگی به همبرگرم زدم و همین باعث شد نصف مواد از زیرش توی کیسه بریزه.مهرناز همونطور که سیب زمینیش رو میخورد گفت:
چند شبه رعایت نمیکنی ها!بااین وضع چاق میشی.
بیخیال شونه ای بالا انداختم و گفتم:
نمیتونم از گشنگی بمیرم که.بیخیال بابا!نوشتی جزوه هارو؟
خودکارش رو پایین انداخت و گفت:
آره.یادت باشه کپی بگیرم برات!
زیر لب یه “خب” گفتمو یه گاز دیگه به همبرگر زدم!
ساره لگدی به پام زدو آروم گفت:
عین آدم بخور.آبرومونو بردی!
آدمه گشنه این چیزا سرش میشد مگه؟بیخیال غذام رو جوییدم.بیخیال چشم غره های ساره!غذامون که تموم شد یا بهتره بگم من که سیر شدم  از جا بلند شدیم و از رستوران بیرون


   


دانلود رمان فاجعه رمانتیک

یکشنبه 14 آذر 1395 نویسنده: اشکان پویان |


دانلود رمان فاجعه رمانتیک

نام رمان : فاجعه ی رمانتیک

دانلود رمان
نویسنده : Neda.r-a
ژانر:عـــــــــــاشقانه – اجـــتمـــــــــاعی – مــــعمـــایــی
لوکیشن: اصفهان
شخصیت های اصلی داستان:
معنی اسم آیـــســان: زیبا ، مانند ماه.
معنی اسم هــیـــراد:کسی که چهره ای شاد و خوشحال دارد.


خلاصه:
آیســان خانوم ستوده دختری با نقاب غرور به مدت یک ماه مدیریت شرکت

برادرش رو قبول میکنه.البته به شرطها و شروطها که با خوندن رمان متوجه

این شرط ها خواهید شد. آیسان با تمام توان سعی داره خوانوادشو با

چنگ و دندون به حالت قبل دربیاره. در این بین اتفاقات هیجان انگیزی رخ

میده که باعث یک سری تغیرات توزندگی آیسان میشه .

سرانجامی خـــــــــوش

 

 

 

خرید بک لینک

 

 

منبع : http://romandownload.mihanblog.com

 


   


دانلود رمان تولد دوباره

یکشنبه 14 آذر 1395 نویسنده: اشکان پویان |


دانلود رمان تولد دوباره

ژانر: عاشقانه و خانوادگی

زبان: اول شخص هست و توسط شخصیت ها بیان میشه و تو بعضی قسمت ها راوی ماجرا رو بیان میکنه.

دانلود رمان

خلاصه:
داستان عشــقی جـاودان … بر پایـه ی هزاران تهـمت
جنـگی نابرابر با عشـقی پـاک و بی ریا
داستان یک زنـدگـی … یک تولــد…
برملا شدن پشـت پرده ای پر رمز و راز
داستان زنـدگی را در لحظـاتی کوتاه نمیـتوان فـاش کرد!!
و داســتان ادامــه دارد…

 

خرید بک لینک

 

منبع : http://romandownload.mihanblog.com


   


دانلود رمان هما پور اصفهانی به نام سیگار شکلاتی برای موبایل

خلاصه داستان رمان سیگار شکلاتی:
پاکت سیگار … 
ضربه ای به زیر پاکت … بالا پریدن یک نخ سیگار از جلد زرورقی … آن را با دو انگشت بیرون می کشد،
می گذارد کنج لبش و با آتشی که سرد تر از آتش جهنم زندگیش است روشنش می کند، همزمان پک می زند … عمیق … با همه رگ و پی تنش … سر سیگار سرخ و داغ می شد و قلب او آبی و خنک … طعم گسش اول حنجره اش را خراش می دهد و بعد از آن قلبش را در هم می فشارد، فیلتر شکلاتی سیگار دهنش رو خوش طعم میکند اما همزمان طعم تلخ دود اخمهایش را در هم می کشد … اما چیست این لذتی که باعث می شود پک دوم را محکم تر بزند و خط اخمی بین پلک هایش بنشاند؟ بوی شکلات داغ اطرافش را پر می کند، همان بویی که سالهاست اتاقش را عطر آگین کرده … همان بویی که سالهاست همراه عطرهایش شده … باز هم پکی دیگر و باز اسیر لذت می شود … در این لذت کسی را سهمیم نمی کند مگر کسی که لذت کشیدنش را چشیده باشد و درکش کند! پک بعدی را لطیف تر می زند و باز هم توی ذهنش … نه توی واقعیت … فریاد می زند: «آهای شما! شما که نمی دانید من کیستم، چیستم، در ذهنم در دلم چه می گذرد چرا ادعایتان می شود؟!! فکر می کنید هر چه زندگی را تلخ تر کنید بر من سخت تر می گذرد؟ سخت در اشتباهید … زندگی من تلخ است اما به تلخی یک پک سیگار … تلخ و پر از لذت که حاضر نیستم در آن سهیمتان کنم … این تلخی و آن لذت همه متعلق به من است … تا آخرین لحظه زندگیم» اوست شاه جوانمردی که هرگز و هرگز با ناجوان مردی کسی را روی کرسی قضاوت نمی نشاند … اما سالهاست خودش را روی کرسی نشانده اند و دم به دم حکم اعدامش را می دهند … طناب به دور گلویش حلقه می کنند … جانش را از حنجره اش بیرون می کشند و لحظه آخر دستور ایست می دهند … عفوش می کنند … اما باز فردا روز از نو روزی از نو …
دیدمت …. آویزان … با پاهای کبود … روحت آزرده بود، روح پاکت را به سلاخی کشیدند، طاقت نیاوردی، پس جسمت را نیز آزرده ساختی تا ببری از این دنیا … بریدی اما پس من چه؟! من چه کنم بی تو وقتی بی تو بودن را یاد نگرفته ام! تو می دانی که بی تو هیچ نیستم اما می بری. از من و از هر چه که تو را نابود کرد … پس نابود می کنم … نابود می کنم هر آنچه نابودت کرد … محکم بودن را یادت ندادم … شکستی … پس می خواهم جای تو هم محکم باشم … جای تو هم زندگی کنم و ببرم نفس کسانی را که نفست را بریدند … می خواهم زن نباشم … می خواهم یک تنه مبارزه کنم … برای تو … برای خونی که در تنت منجمد شد و جانت را گرفت … منی که شاهزاده بودم … منی که خالص بودم … حال به خاطر تو و بازگردان آرامشت، می خواهم اسیر باشم و ناخالص …
 

دریافت رایگان رمان برای آندروید:

roman-sigare-shokolat.apk

 


   


رمان توسکا

چهارشنبه 2 تیر 1395 نویسنده: اشکان پویان |

رمان توسکا

 

رمان مخصوص موبایل توسکا | هما پوراصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلـــــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلـــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه :دختری از جنس همه دخترا … که ناخواسته وارد راهی می شه که براش خیلی چیزا به وجود می یاره … شهرت … رقابت … ثروت … و چیزی که توی عقلش هم نمی گنجید هیچ وقت … عشق!!! عشقی از نوع ناب در روزگاری که نامش هم کیمیاست ..


   


رمان قرار نبود-هما پور اصفهانی

چهارشنبه 2 تیر 1395 نویسنده: اشکان پویان |

 

رمان قرار نبود-هما پور اصفهانی


دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه:داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دوسال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور هست
مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیز جون )زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده
ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا،به خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه،دیگه بقیه شو خودتون بخونید خیلی قشنگه.


   


رمان تقاص - هما پوراصفهانی

چهارشنبه 2 تیر 1395 نویسنده: اشکان پویان |


هما پوراصفهانی

رمان تقاص

دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــود برای آنروید

دانلــــــــــــــــــــــود برای pdf

دانلـــــــــــــــــــــود برای تبلت وآیفون

خلاصه:

سالها پیش ... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ... شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود ... اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ... باید تقاص پس بدهیم ... هم من هم تو ... تقاص گناهی که نکردیم ... تو به من استواری را یاد بده! من شکننده ام ... من از جنس بلورم ... من لطیفم ... نگذار بشکنم ... برای شکستنم زود است! دستم را بگیر ... تنهایم نگذار ... نگذار این تقاص بی رحمانه روحمان را به کشتن بدهد ... نگذار ... بگذار این زنجیره گسسته را من و تو پیوند بزنیم ... بگذار این کینه ها را از بین ببریم ... بیا با هم باشیم که تو از منی و من از تو ... تو نیمه دیگر وجودمی ... کسی هستی که قبل از دیدنت می شناختمت ... حست می کردم ... با من بمان ... این تقاص حق من و تو نیست ... هیچ وقت باور نمی کنم که بلور وجودت شکسته باشد ... همان خورده شیشه ای که بقیه می گویند را تو نداری ... نه نداری ... منم ندارم ... نمی خواهم باور کنم که تو وسیله ای شدی برای تقاص پس گرفتن ... نگو که دارم خودم را گول می زنم! شاید تو خودت خواستی ... شاید هم نه! شاید فولاد آب دیده شدی زیر بار غم این عشق ... بین دو راهی و تردید گیر افتاده ام ... بین مرد بودن و نامرد بودن تو ... کمکم کن ... این راه که می روی به ترکستان است ... شاید هم نه ... قسمت است ... هر چه که هست من خود را به دست تو می سپارم ... تو برو و مرا بکش به هر سو که دوست داری ... من را با قسمتم پیوند بزن و خودت را با ....


چه خلاصه ای شد! کل رمان توش گنجونده شده ها! اما نیاز به اندکی تاملات داره



مقدمه:

تواون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل ها به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنِینی
پریزاد عشقو مه اسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من شکفتی و گفتی: از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق، تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم: ای وای, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستم خبر داری یا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....


   


رمان سیاه روشن از پ.زرین

چهارشنبه 2 تیر 1395 نویسنده: اشکان پویان |

رمان سیاه روشن از پ.زرین

 

 

:نام کتاب:سیاه روشن

:نویسنده:پ.زرین(کاربر تک سایت)

 حجم کتاب:۲٫۵۷  مگابایت پی دی اف و ۱٫۰۸  مگابایت اندروید و ۰٫۹۷ مگابایت جاواو ۲۴۲ کیلو بایت epub

:خلاصه ی داستان:

یه صدایی بهم میگه حرف بزن اما من مهره سکوت به این لبا زدم هزار انگشت اتهام سمتمه اما من باز حرف نمی زنم یعنی اون موقع که باید حرف میزدم کسی ازم نخواست یه روز یه آدم غرورمو شکست منم از اون روز غرور شیشه ایم رو با سنگ بازسازی کردم
این قصه منه دختری که شاید خیلیا فکر کنن هیچ غمی تو این دنیا نداره
اما دارم خیلی غم دارم خیلی حرف دارم قد یه کوه
یه دفعه همه حرفا زده شد همه چیز روشن شد بین این همهمه ها یه چیزایی روشن میشه که باعث تغییر دید یه آدم نسبت به غرورش و زندگیش میشه

 

:فرمت کتاب:pdf,java,apk,epub

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت پی دی اف

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت اندروید

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت جاوا

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت epub

قسمتی از متن رمان:

اَه،لعنتی الان وقت پنچرشدن بودانگارمن اصلا امروز رومود شانس نیستم این ازتصادفی که همکارگرام شهره جون انجام دادن وماشین نوام روداغون کرد اینم ازالان که تواین بارون این ماشین لعنتی بایدپنچربشه حالا چیکارکنم؟حتی یه پالتویایه چترم همراهم نیست تو الان بگیرم رو سرم کمترخیس بشم تو ماشین هم که نمیشه نشست اومدیم تاصبح بارون بند نیومد خدایادمت گرم آخه امروزچرابامن لج کردی من نمیدونم
همینطورکه غرغرمی کردم وبه زمین وزمان بدوبیراه میگفتم ازماشین پیاده شدم خداییش بدجورداشت بارون میومد توی بهاریه همچین بارونی همیشه بعید بود منم بخاطره گرمی هوا یه مانتوی معمولی تنم بود مطمئن بودم درعرض چنددقیقه موش آب کشیده میشم رفتم ازصندوق ماشین جک وآچارای مخصوص عوض کردن چرخ وزاپاس روبرداشتم برام اینجورکارا آسون بودباباهمیشه منو مثل یه مرد بارآورده بود برای همین برام هیچ کاری سخت نبود کنارچرخ مجبوری زانو زدم من که خیس شده بودم این دیگه مهم نبود اصلا
دستام ازسرما کرخ شده بود واقعا دیگه حس تو دستام نبود کم کم شروع کردم به جایگذاری جک وبازکردن قالپاق و پیچ چرخ دوتا ازپیچ هارو که بازکردم دستام دیگه جون نداشت یه کم ها کردم که کمی گرم بشه درهمین حین متوجه ماشینی شدم که داشت بهم نزدیک میشد این ماشین ازاون ماشینای جیگری بود که نگاهارو خیره میکرد یه پورشه سفید آروم کنار ماشینم نگه داشت بیخیاله نگاه کردن به اون ماشین ومشغوله بدبختی خودم شدم شیشه پورشه پایین اومد کسی سرش روازماشین بیرون آورد سرم روبلند کردم بادیدن مردی که داشت بهم نگاه می کرد اخمم رو توی هم کردم دوباره سرم رو پایین انداختم درماشین باز شد کفشهای مردی کنارم دیدم دوباره سرم رو بالا آوردم اون مرد خم شده بود تاسرش نزدیکم باشه وقتی دید نگاش می کنم به حرف اومد
– خانم مشکلی پیش اومده
– بله می بینید که
وبادستم به چرخ اشاره کردم دوباره گفت :
– کمک می خواید
– نه خیلی ممنون خودم ازپسش برمیام
– اما شما حسابی خیس شدید حسابی سردتون شده
– خب شما هم بفرمایید توماشینتون که مثل من نشید
اخماش رفت توی هم
– این اصلا رفتار مناسبی نیست باکسی که می خواد بهتون کمک کنه
دستاش جلواومد وآچار رو ازم گرفت
– شما بلند شید برید توی ماشین من بشینید اینجوری یخ می زنید
– نه خیلی ممنون
– به سمت ایستگاه اتوبوسی که همون نزدیک بود رفتم وزیرسایه بونش ایستادم تا از شر بارون خلاص بشم ازاونجاخیلی راحت می تونستم اون مرد وماشینشو ببینم نگام ازدستاش به سمت صورتش رفت صورت صاف و تقریبا سفید و ته ریش داشت بینی خوش فرم چشمای کشیده رنگ چشماش روشن بود اما دقیق نمیشد گفت چه رنگیه لبای خوش فرمی داشت خوش قیافه بود البته برای دختری که پول وقیافه براش مهم باشه نه یکی مثل من که دیگه فقط داره زندگی می کنه یه آدم بی حس و چوبی نگام به سمت ماشین رفت درب سمت راننده باز شد مرد دیگه ای ازش خارج شد و به سمت ناجی من رفت

– بهراد چیکار داری می کنی ۲ ساعته؟
– مگه نمی بینی؟ دارم چرخ ماشین خانم رو عوض می کنم
– ول کن بابا تو هم من نمی دونم تو چرا همیشه حس انسان دوستیت الکی گل می کنه
– بابا ساکت شو اونجاوایستاده میشنوه
– اون که تا الان پشتش به من بود به سمتم برگشت ووووو اینا به صورت اپیدمی خوشگلنا چه وضعشه؟ والا خدا یاخوشگلی نمی ده یا اگه میده همه رو به یکی میده قیافه اش به حدی جذاب بود که چشم هرکسی رو خیره می کرد بعدانگار به زمان حال برگشتم همون آدم بی حس همون بی تفاوت همیشگی دوباره نگاش کردم با یه نگاه تحقیر آمیزی بهم نگاه کرد این نگاه همیشه آزارم می داد ازاینکه کسی اینجوری نگام بکنه متنفربودم به سمتم


   


دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور با فرمت پی دی اف

http://up.tak-site.com/images/m2iea5lwgmco34ke3np.jpg

:نام کتاب:دریا

:نام نویسنده: ماندانا معینی ، م.مودب پور

:حجم: PDF : 4.24mg |  java :651kb | apk:1.3mg

:خلاصه رمان:

دریا دختر بسیار زیبا و باهوشی است در دانشگاه با پسری زیبا به نام فریبرز اشنا می شود فیبرز به او می گوید که از خانواده ای ثروتمند است ولی بعدا دریا متوجه دروغ گویی او می شود ولی با این حال او را می بخشد و برای کمک به او از هیچ کاری خود داری نمی کند به او درس می دهد و در کنار ان به بچه های دیگر هم درس می دهد تا به وسیله ان پول به فریبز کمک کند و در برابر مخالفت های خانواده اش برای ازدواج با فریبز می ایستد ولی پس از ازدواج ……..

 

:فرمت: PDF , JAVA , APK

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت pdf

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت java

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت apk

دیگر رمان های م.مودب پور

رمان شیرین از م.مودب پور

رمان پریچهر از م.مودب پور

رمان گندم از م.مودب پور

رمان یاسمین از م.مودب پور

رمان یلدا از م.مودب پور

رمان رکسانا از م.مودب پور

رمان خواستگاری یا انتخاب از م.مودب پور

بیوگرافی مرتضی مودب پور

قسمتی از رمان:

اولین روز دانشگاهه!دانشگاه تهران!یه آرزو !»

جلوی در اصلی دانشگاه وایستادم!ترسیدم!جرات نمی کنم برم تو!جلوی در دانشگاه واستادم و به سر در قشنگش نگاه می کنم!

همیشه آرزوی یه همچین روزی رو داشتم!

حالا اون روز شده اما من می ترسم!

یه لحظه چشمامو بستم و به خودم گفتم:

-تو دریا هستی!پر اراده و شجاع!با پشتکار زیاد!آروم اما سخت کوش!وقتی هم که عصبانی

دیگه چیزی جلودارش نیست!پس برو تو!و رفتم تو!

تا از در دانشگاه وارد شدم،چند تا سال آخری جلوی در وایستاده بودن.نمی دونستم باید کجا

برم.رفتم جلوتر و از یکی از اون پسرا پرسیدم :

-ببخشید آقا،من سال اولی م،می شه بفرمایین من کجا باید برم؟

« : تا اینو گفتم،اونم معطل نکرد و گفت

-قربون من!

« ! یه دفعه همشون زدن زیر خنده !مونده بودم چی جوابشو بدم

بغض گلومو گرفته بود.چیزی نمونده بود بزنم زیر گریه ،اما جلو خودم رو گرفتم و محکم

واستادم و بهشون نگاه کردم که یکیشون با خنده گفت که این فقط یه شوخی بوده و همگی

با من راه افتادن و با خنده و شوخی،منو رسوندن جلو دانشکده ام

رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور


   


دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی برای موبایل آندروید apk
نام رمان: رمان حریف سرنوشت نمیشی
نویسنده: مونا.س
تعداد صفحات: ۱۹۹
خلاصه ای از داستان رمان:
مینا دختری جوونه كه واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاكی از ازدواج اون با پسركارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نكردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی كنكور گذاشته اما اینجاست كه قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور كه شما فكر می كنین پیش نمی ره . . .

لینک دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی :

 دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)


   


رمان به بال سیاهم نگاهی نکن (عاشقانه)
 رمان جدبد , دانلود رمان به بال سیاهم نگاه نکن , دانلود رمان , رمان , رمان برای موبایل ,
خلاصه داستان رمان به بال سیاهم نگاهی نکن :
در مورد دختریه به اسم شاداب که زندگیش همیشه واسش بازیه و هیچ چیزی رو جدی نمی گیره ، زندگی شاداب یه جورایی مبهمه واسش از شغل پدرش گرفته تا آینده ی خودش و از بچگی پیش مادربزرگش بزرگ می شه تا اون می میره و مجبور می شه کنار مادر و پدرش زندگی کنه و به خاطر شغل پدرش واسش محافظ می ذارن که رابطه ی خیلی خوبی باهاش برقرار می کنه و تنها دوستش می شه اما اتفاقی که برای محافظش می افته باعث می شه تا به زندگیش یه جور دیگه ای نگاه کنه و خود واقعیشو پیدا کنه و با بالای سیاهش توی دنیای جدید و واقعیش پرواز کنه ….
دانلود رمان با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر در ادامه مطلب . . .
دانلود رمان با لینک مستقیم:
دانلود با فرمت pdf:
دانلود برای آندروید و آیفون:

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


http://buylinks.biz/
http://buylinks.biz/%d8%b1%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%a7%da%98-%d8%a2%da%af%d9%87%db%8c/
http://yasmusic.net/
http://www.caffegap.ir/
http://royeshblog.ir/
http://www.chelhesaran.ir/
http://www.cafenovel.ir/
http://www.sithost.ir/
http://chatsoheil.ir/

http://www.avrilchat.ir/
http://avaxblog.com/

http://tabriz-tarh.ir/

http://www.buy-residential.ir/
http://karaj-company.ir/

http://www.metal-detectors.ir/
http://site-design-karaj.ir/

http://www.azadtarh.ir/
http://titan-chat.ir/
http://www.chatlight.ir/
http://irandocfilm.ir/
http://www.snscce.ir/
http://p-khoshbakhti.ir/
http://www.omidsorkh.ir/
http://tehranpta.ir/
http://keshvarnews.ir/
http://raayat.ir/
http://rayatalhoda.ir/
http://hafezsms.ir/
http://hadohodood.ir/
http://neginmob.ir/
http://kmokaberan.ir/
http://30pp.ir/
http://faridmahigir.ir/
http://www.termechat.ir/
http://chatgoogle.ir/
http://www.tomusic.ir/
http://khar2khar.ir/
http://motamed-isf.ir/
http://ohmusic.ir/

http://novagame.ir/
http://www.newsabadan.ir/
http://vibersoft.ir/
http://chatmatiar.ir/

http://www.bamachat.ir/
http://alvandweb.ir/
http://araksbec.ir/
http://www.skaychat.ir/
http://ulduzplus.ir/
http://www.stermusic.ir/
http://nvkoohdasht.ir/
http://sahamdarnews.ir/
http://tegramusic.ir/
http://mapic.ir/
http://www.idvb.ir/
http://joyshop.ir/
http://arakchess.ir/
http://lv-eternal.ir/
http://chatno.ir/
http://www.groupchat03.ir/
http://www.backlinke.ir/
http://chattop.ir/
http://buycasio.ir/
http://www.maxnews.ir/
http://www.golchin89.ir/
http://funpag.ir/
http://mahanchat.ir/
http://www.fcbchat.ir/
http://noozchat.ir/
http://nancichat.ir/
http://shidachat.ir/
http://namnamchat.ir/
http://chatneshin.ir/
http://doorooghchat.ir/
http://iranpolar.ir/
http://www.skypatogh.ir/
http://afsonchat.ir/
http://mohabbatchat.ir/
http://200love.ir/
http://buxnews.ir/
http://parsgap.ir/
http://p4film.ir/
http://hidenchat.ir/
http://www.alalehchat.ir/
http://www.ghazalehchat.ir/
http://www.anilachat.ir/
http://romna.ir/
http://www.avapaad.ir/
http://roham-chat.ir/
http://fourchat.ir/
http://www.koohchat.ir/
http://www.nanochat.ir/
http://khaneyeto.ir/
http://chat-net.ir/
http://www.siyahichat.ir/
http://www.eshghavalchat.ir/
http://www.ifblog.ir/
http://bia4download.ir/
http://otochat.ir/
http://hd-wallpapers.ir/
http://charge0.ir/
http://www.azarandownload.ir/
http://pctrainer.ir/
http://bartarfun.ir/
http://zistplus.ir/
http://jok19.ir/
http://alichat.ir/
http://www.funiya.ir/
http://royatarh.ir/
http://www.zarnanews.ir/
http://www.tanz-bazar.ir/
http://shalilchat.ir/
http://pichakchat.ir/
http://ashilchat.ir/
http://www.peranschat.ir/
http://www.fararchat.ir/
http://www.arminchat.ir/
http://abnabatichat.ir/
http://beroozmusic.ir/
http://www.tafrihchat.ir/
http://www.parsinachat.ir/
http://www.omegachat.ir/
http://www.baharehchat.ir/

http://shinechat.ir/
http://www.dorhajchat.ir/
http://chatemeil.ir/
http://selectmusic.ir/
http://hamrahchat.ir/
http://abtinchat.ir/
http://aralchat.ir/
http://eshghavalchat.ir/
http://tafrihchat.ir/
http://koohchat.ir/
http://siyahichat.ir/
http://tamaddonha.ir/
http://gramusic.ir/
http://www.hologap.ir/
http://tehranroom.ir/
http://www.chattopnop.ir/
http://redchat.ir/
http://hamedanchat.ir/
http://anticmusic.ir/
http://mahparychat.ir/
http://mahoorchat.ir/
http://toproman.ir/
http://snowchat.ir/
http://iran-chat.ir/
http://rahgoy.ir/
http://www.roham-chat.ir
http://asirechat.ir/
http://groupchat.ir/
http://aradchat.ir/
http://mahyachat.ir/
http://axx2014.ir/
http://denamovie.ir/
http://www.rozichat.ir/
http://www.zirkhaki-book.com/

http://www.saclongchamp--pascher.fr/
http://buyviagransa.com/

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :